خرید بک لینک
خورشید بالا آمده است در رختخواب میچرخم موبایل و مداد و مسکنها پایین میریزند کمرم دو تکه شده است لوکوموتیورانی هستم بارم سنگ آهن از روی خودم رد شدهام و تو سالیانی بعد خواهی گفت منظوری نداشتم ببخش تو بزرگی اما سنگ آهن باید برسد به آهن باید برسد...! ، آهن بشود خوب است!!!! .

برچسب: روز بعد از لقاح,روز بعد از عروسی,روز بعد از فردا,روز بعد از عاشورا,روز بعد از رفتن تو,روز بعد از شب اول قبر,روز بعد از خوشبختی,روز بعد از حادثه,روز بعد از,روز بعد از زفاف, نویسنده: رضا احمدی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 13:45

آن کلمهی دردناک را گفت ساکت شدم از اتاق بیرون رفتم سه سال بعد برگشتم به اتاق مهمانها رفته بودند کلمه آن جا بود

برچسب: نویسنده: رضا احمدی تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 17:54

چراغها تا لب دریا روشن زیر هر چراغ نیمکتی و زوجی صدای آرامِ دریا، همهمهی توریستها و نسیم ساحلی آرامشِ عمیقی است توریستها شکلِ خودت هستند،بیخواب بیقرار پیِ چیزی میگردند دنیایِ شگفتی است حس میکنی تمام عمر توریست بودهای شهر تو کجاست...!!

برچسب: صدای آرام دریا,دانلود صدای آرام دریا,دانلود صدای آرامش دریا,دانلود صدای دریای آرام,صدای آرامش دریا,صدای دریای ارام,دانلود صدای امواج ارام دریا, نویسنده: رضا احمدی تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 17:54

بعضی وقتا آدما یه کارای میکنن که دیکه نمیتونی دوستشون داشته باشی ولی عجیب دلت واسه زمانی که دوستشون داشتی تنگ میشه / پادشاه فصل ها تنها باشی و هیچکس هم کنارت نباشد هنوزهم پادشاهی بدرود اردیبهشتم..!

برچسب: آدما گوگوش,آدما منو نگاه میکردن,آدما از آدما,آدما باهم و تنها,آدما خلسه, نویسنده: رضا احمدی تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 17:54

از حق نگذریم امانت دار خوبی بود.! / #در شهر هی قدم زد و عابر زیاد شد #ترس از رقیب بود ،که آخر زیاد شد #این قدرهام نصف جهان جمعیت نداشت #با کوچ او به شهر مهاجر زیاد شد #گفتند با زبان خوش از شهر ما برو #ساک سفر که بست، مسافر زیاد شد

برچسب: سفر, نویسنده: رضا احمدی تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 17:54

بیا پیمان ببندیم از جهان هم جدا باشیم! از این پس هر که نام عشق را آورد ، نامرد است...

برچسب: پیمان معادی,پیمان قاسم خانی,پیمان رجبی,پیمان یوسفی,پیمان یزدانیان,پیمان ابدی,پیمان,پیمان طالبی,پیمان عارف,پیمان کیوانی, نویسنده: رضا احمدی تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 17:53

چقدر بی تو به سر بردن دشوار است . رنگ های اتاق را می بینم دلتنگ بر می خیزند و سوی درختان بال می زنند... پس نیستی چنین است .

برچسب: چقدر بی تو از خواب بپرم,چقدر بی تو,چقدر بی شباهتم به تو من,چقدر سخته بی تو,چقدر سخته بی تو بودن,چقدر تنها شدم بی تو,چقدر پیش تو بی اراده بودم,بی تو چقدر تنهام, نویسنده: رضا احمدی تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 17:53

زنی با لب های قرمز از کنارم گذشت ، صدایش کردم کاش بر نمی گشت ! آسمان چرخی زد و صدای رهگذران در گوشم حالا... نمی دانم کجایم لعنت به شباهت ها...

برچسب: زنی با لباس طلایی رنگ,زنی با لباس قرمز,زنی با لباس شنا در مجلس,زنی با لباس احرام مردانه,زنی با لباسهای مندرس,عکس زن با لباس لری,زن با لباس زير,زن با لباس خواب,زن با لباس تنگ,زن با لباس توری, نویسنده: رضا احمدی تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 17:53

... عشق پیرهنم را صاف می کرد دهانم را می آراست لهجه ام را به شیرینی باد در می آورد (وقتی دو برگ صنوبر را بر هم می کشید) و من از عبورش از ناخن تا مو مبعوث شعر تری می شدم...

برچسب: عشق,عشق بازی,عشق النساء,عشق ممنوع,عشق اجاره ای,عشق ودموع,عشق من,عشقم,عشق یعنی,عشق بي پايان, نویسنده: رضا احمدی تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 17:53

با من نیامیز افسانههای قدیمی درست از آب در میآیند گرگها به کودکیات میروند قنداقت را به دندان میگیرند و در تاریکی گم میشوند با من نیامیز در شبی یخزده برای همیشه چشمانت باز میمانند و جادوگر قبیله هیچ وردی برای شفای تو پیدا نخواهد کرد و باز خواهی ماند در خود و من عصرها همیشه قدم میزنم در ساحل راس ساعت 5 تا8 !!! شهر برای تو ...... .

برچسب: چشمانت,چشمانت راز آتش است,چشمانت با من گفتند,چشمانت را ببند,چشمانت را دوست دارم,چشمانت کارناوال آتش بازیست,چشمانت را زمین بگذار,چشمانت را باز کن,چشمانت شعر,چشمانت را نبند, نویسنده: رضا احمدی تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 17:53

صفحه بندی